![]() |
![]() |
|
| ...بي گمان زيباست آزادي، من اما دوست دارم در قفس باشم كه زيباتر بخوانم... |
|
زن ميانسالي توي تاكسي بيخجالت در حالي كه سعي ميكند از پشت تلفن دوستش را آرام سازد به او ميگويد: «چرا پيش ماري خانم نميري و فال قهوه نميگيري...» روي صندلي جلوي تاكسي نشسته و با اينكه چهرهاش ديده نميشود اما حرفهايش روي مسافران ديگر و راننده تاثير ميگذارد و گوش تيز كردهاند تا ببينند زنها در هنگامي كه ميخواهند يكديگر را آرام كنند، چه ميگويند اما ادامه حرفهاي زن توجهها را به خود جلب ميكند: «باورت نميشه به من موبهمو گفت شوهرم از صبح تا شب چي كار ميكنه. برات هر ماه يكبار فقط فال شمع ميگيره كه دهنت باز ميمونه كه چطوري اين كارو ميكنه چون انگار همه رازهاي آدمرو ميدونه... خب، پس تو مشكلت بزرگه! آخه من نميدونم از فال قهوه هم ميشه آدرس كسيرو پيدا كرد يا نه؟! كار ماري خانم نيست. بايد بري پيش اون آقا همون كه شيلا ميگفت، ميتونه جن احضار كنه. اگر برات جن بگيره ميتونه شوهرترو تعقيب كنه و بفهمي كجا رفته و...». دستآخر خانم مكالمهاش را قطع كرد و از ماشين پياده شد. اين تصاوير و اتفاقات در زندگي بسياري نهتنها پيش آمده بلكه عدهاي را از نزديك درگير خود ساخته است. اگر در سالهاي قبل، مادربزرگ و پدربزرگها به باز كردن «سركتاب» راضي بودند، نسل جديد به كفبيني و طالعبيني قانع نيست و دنبال خدمات جديدي همچون انجام كارها توسط جن يا برنامهريزي روزانه با راهنمايي فالگير است. نكته اينجاست كه انواع روشهايي كه به اين افراد ارائه ميشود، ميتواند براي هر كسي كه فقط اندكي به اين مسائل علاقه دارند، جالب و برانگيزاننده باشد. فالهاي چاي، قهوه، شمع، چهرهخواني با استفاده از عكس، نخود، ورق يا كفبيني و جادو بهوسيله نوشتن كلمات مختلف غيرخوانا جزو معمولترين روشهايي است كه بسياري به آنها مراجعه ميكنند و عدهاي هم ادعا دارند از اين راهها نتيجه گرفتهاند! روي يكي از معدود باجهتلفنهاي سكهاي در اطراف خيابان حافظ آگهي غيرمعمولي نصب شده است. فقط يك شماره موبايل كه زير دو كلمه «فال قهوه» تايپ شده، تبليغ كاري است كه پيش از اين فقط از شيوه كلامي فردبهفرد مشتريانش افزايش مييافت. پشت خط خانمي ميانسال به تلفن پاسخ ميدهد. ابتدا پرسوجو ميكند كه شماره تلفن را از كجا پيدا كرديد و هنگامي كه آدرس مكان نصب آگهياش برايش مشخص ميشود، ميگويد: «اين آگهي براي خانمهاست. من متاسفانه آقايان را به منزلم راه نميدهم. اگر خواهر، مادر يا همسرتان تماس بگيرد من آدرس ميدهم تا بيايند». او كه لهجهاش به هموطنان ارمني نزديك است درخصوص قيمت فالهايي كه ميگيرد، ادامه ميدهد: «براي نيم ساعت وقت براي هر فنجان (احتمالا واحد شمارش هر نوبت فال گرفتن) 25 هزار تومان هزينهاش ميشود» و تلفن را قطع ميكند. گلناز- الف دختر 32 سالهاي است كه بيپرده ميگويد به پيشنهاد دوستانم سراغ چند فالگير و جادوگر رفتم تا مطمئن شوم به اصطلاح بختم را نبستهاند و كنجكاوي خودم هم ارضا شود كه بدانم در آينده برايم چه اتفاقاتي ميافتد. او ميگويد: «خانمي كه فال قهوه ميگرفت و در محدوده خيابان جيحون و دامپزشكي در تهران زندگي ميكرد به من وقت داد ساعت 9 صبح آنجا باشم. وقتي روز بعد رفتم باورم شد حتما خبري هست. چون حدود 10 نفر جلوي من توي صف بودند. نزديك ظهر نوبت من شد. حرفهايش جالب بود اما الان كه فكر ميكنم ميبينيم يكسري حرفهاي كليشهاي و ساده تحويلم داد و من آن موقع باور كردم، اما حالا مطمئن هستم حرفهايش در مقابل هفت هزار توماني كه دادم، نميارزيد». او كه دو سال پيش اين اتفاقات برايش رخ داده، ميگويد: «آقاي جادوگري بود كه ادعا داشت عرب با اصليتي لبناني است و بسياري از افراد پولهاي كلاني ميدادند تا او كارشان را درست كند». گلناز درخصوص آنچه كه در خانه جادوگر با آن روبهرو شده بود، ميگويد: «ريشهاي بلند جوگندمي با موهاي سفيدش به هم پيوسته شده بود و در لباس عربي و ميان دود اسپند و عود حالتي ويژه در انسان ايجاد ميكرد. او ميگفت با جنها ارتباط دارد و اگر كسي بخواهد يكي از اجنبه موكلش شود، هر كاري كه فرد بخواهد آن موجود برايش انجام ميدهد اما هزينه ايجاد اين رابطه را 30 ميليون تومان عنوان ميكرد». هرچند بسياري ادعا ميكنند كه جادوگران و فالگيراني هستند كه واقعا با عالم معنا و غيرمادي در ارتباط بوده و داستانهاي بسياري از توانايي اين افراد نقل ميكنند و ادعا دارند، مشتي شياد و كلاهبردار به اين كسوت درآمدهاند و نام جادوگران واقعي را نيز خراب كردهاند. بهنظر ميرسد درصد بسيار بالايي از كساني كه به فالگيران و جادوگران مراجعه ميكنند بهدنبال كسي هستند تا با او درمورد خصوصيترين مسائلشان مشورت كنند و همين كه كسي حرفشان را گوش دهد، برايشان كافي است. نكتهاي كه ميتواند موردتوجه مسئولان و كارشناسان قرار بگيرد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:15 توسط اميد توشه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در زندگي روزمره مان هميشه دوست داريم ديگران مخاطب ما باشند تا اينكه ما مخاطب آنها.
در روزگار تنهايي و بي همدلي ( همزبون كم نيست ) سعي كنيم صداي ضعيف ديگران را در غوغاي منم كردن ها و خودخواهي ها بشنويم. شايد غريقي كمك مي طلبد و افتاده اي دستي مي خواهد شايد..... دست نوشته های امید توشه روزنامه نگار بی مخاطب |
|
|