تبليغاتX
يادداشت هاي بي مخاطب - دلایل خیانت مردان مذهبی به همسرانشان
...بي گمان زيباست آزادي، من اما دوست دارم در قفس باشم كه زيباتر بخوانم...

برای بسیاری از مردان مذهبی، ازدواج مساوی است با همخوابگی. آنها به این دلیل ازدواج می کنند تا شبها جایی برای تخلیه خود داشته باشند، حالا اگر بچه ای هم آمد و بقیه چیزها که پدرانشان انجام دادند یعنی زندگی موفقی دارند.

اما در میان مردانی که به اصطلاح مذهبی هستند یا مردان دیگری که به هر دلیلی چون کمرویی و قبل از ازدواج جنس مخالف خود را در آغوش نگرفتند و تجربه ای از رابطه جنسی ندارند، پس از ازدواج و گذشت مدت زمانی از آن خیانت به همسرشان و تجربه ارتباط جنسی متعدد شیوع بالایی دارد. هر چند این نوشتار به هیچ وجه قصد برچسب چسباندن به دوستان مذهبی ندارد و خیانت و اخلاق ارتباط اصلی با سرشت افراد دارد. اما منظور من از مردان مذهبی کسانی است که، پیش از ازدواج رابطه جنسی و تجربه آن را نداشتند که ارتباط چندانی هم به مذهبی بودن ندارد. البته من به این موضوع از منظر علمی و تحقیقات نگاه نکردم، بلکه تجربه شخصی از گفتگو با این عده از مردان که داشتن شرکای جنسی متعدد را با نوعی افتخار برای دیگران شرح می دهند، پیش روی شما قرار دادم.

چون در 30 سال گذشته داشتن رابطه جنسی پیش از ازدواج جزو گناهان کبیره و تابویی نا شکستنی در مدرسه، خانواده و رسانه های رسمی مطرح شده، بر خلاف همه جای دنیا گاهی مردانی پیدا می شوند که به مرز 40 سالگی نزدیک می شوند اما چون زن نگرفته اند به اصطلاح هنوز پسر هستند.

 

زنان ایرانی نه تنها در جامعه با محدودیت های بسیاری روبرو هستند، بلکه خیانت مردان هم روز به روز افزایش می یابد

 

وقتی این مردها حتی در دوره نامزدی و... هم حق ندارند (به هر دلیلی) با دختر مورد نظرشان رابطه جنسی داشته باشند تا شب زفاف هر شب و هر شب به خود وعده می دهند و رویایی بسیار غیر واقعی از رابطه جنسی در ذهن خود می پرورند. اما.....

اما وقتی این گربه ها دست شان به گوشت که رسید و مدتی گذشت تازه می فهمند که ای بابا آش دهن سوزی هم نبوده است که به خاطر آن چند میلیون تومن خرج شب عروسی کردند و باید حداقل ماهی یک میلیون تومن هم پول اجاره خانه و مخارج زندگی مشترک را بدهند و نتیجه می گیرند که اصلا صرف نمی کرده است.

برای همین شروع می کنند به آزار و اذیت همسرشان که احتمالا مثل آقای داماد بکارت شان را چون مدالی افتخار تا روز عروسی حفظ کرده است. آقا که خودش هم مانند همسرش از هیچ راه درست اجتماعی، آموزش صحیحی در مورد رابطه جنسی درست ندیده است، با بی اطلاعی از نحوه یک رابطه جنسی دوسویه که زن را هم به اوج لذت جنسی برساند، بعد از چند ماه خود یا همسرش دچار سردمزاجی می شوند.

 دعوا و جرو بحث های روزمره بالا می گیرد، البته یکی از دلایل اصلی راه انداختن این دعواها از طرف مرد قهر احتمالی همسرش و سردی رفتار جنسی(به اصطلاح خودشان عدم تمکین زن) است، تا مرد بتواند به خودش اطمینان دهد که کاری خلاف اخلاقیاتی که با آن خو گرفته است انجام نمی دهد(در قوانین هست که زنی که تمکین نمی کند را می شود طلاق داد). حالا چرا طلاق بدهند، می رود از امتیاز دیگری که برای مردان قایل اند استفاده می کنند، هر چند این کار برایشان کمی سخت و مرددآمیز و البته این فقط برای بار اول است، چون در دفعات بعدی دیگر از آن وجدان درد اولیه خبری نیست و به راحتی هر زنی را در آغوش می فشارند و اگر خیلی مقید باشند، صیغه چند ساعتی هم در ابتدا خوانده می شود و پس از مدتی، به دلیل مزه های گوناگونی که چشیده، دیگر کمتر میلی به همسرش ندارد و او را در مقایسه با زنان دیگر پر از عیب و ایراد می بیند و صد البته خیالش راحت است هر وقت که بخواهد می تواند او را به رختخواب بکشاند، پس برای اثبات قدرت مردانگی اش و توانایی در به دست آوردن زنان، جایی بیرون خانه اش دنبال حریف می گردد.

 کم نیستند زنانی که با اطلاع از خیانت همسرشان به اصطلاح دست به انتقام می زنند و این چرخه روابط جنسی افراد متاهل، در جامعه بزرگتر و بزرگتر می شود. هر چند نمی شود با قاطعیت نظر داد، اما اگر زمینه ای فراهم می شد تا این مردان و زنان در زمانی که دختر و پسر بودند رابطه جنسی سالمی می داشتند، به خیانتکاری امروزشان دست نمی زدند. خود این مردان که کارشان را خیانت نمی دانند، اما واقعیت چیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 22:8  توسط اميد توشه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در زندگي روزمره مان هميشه دوست داريم ديگران مخاطب ما باشند تا اينكه ما مخاطب آنها.

در روزگار تنهايي و بي همدلي ( همزبون كم نيست ) سعي كنيم صداي ضعيف ديگران را در غوغاي منم كردن ها و خودخواهي ها بشنويم.

شايد غريقي كمك مي طلبد و افتاده اي دستي مي خواهد شايد.....

دست نوشته های امید توشه روزنامه نگار بی مخاطب

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
چه مي دونم؟ ( شهرام فرهنگي )
جزيره بي خيالي ( سحر طلوعي )
نگارک ها( نگار سلیمانی)
خبرنگار صلح ( مزدك نظري )
شاناي ( داود پنهانی )
حادثه نویس ( محمد غمخوار )
دلشوره هاي پاره ( شيوا آبا )
زير آب زن ورزش ( زمان آبادي )
در غربت (حسن كاظم زاده)
نوشتن ( ثمانه قدرخان )
فرهنگ و هنر ( محمد آسایش )
سينما پاراديزو ( کيوان کثيريان )
نوشته هاي پراكنده ( ماهان )
بانوي ارديبهشت ( نازنين كاظمي )
روزنامه نگار نو (مصطفی قوانلو قجر)
کافه ناصری ( معصومه ناصری )
سکوت (ستاره)
واگویه های یک خبرنگار ( ف.ب )
برای فردا (رضا پیرهادی )
صميمانه تر ( محمدجواد روح )
سياه نامه (هادي زندي)
ستاره قطبی ( اکرم دیداری )
فراری ( سولماز شریف )
وارش ( آسیه امینی )
سیاه خانه (محمدرضا و نسیم )
کاغذ مچاله ( جواد دلیری )
تقويم زنانه ( رویا کریمی مجد )
مهر هفتم (امید غیاثی)
کنج ( سعیده امین )
خط آخر ( روح الله رجائی )
ساخت بازی انیمیشن ( مرتضی رضایی )
روزمزه گی ها ( مریم شبانی )
يادداشت‌هاي يك خبرنگار زن ( الهه رفيعي نژاد )
برنادت سوبیرو
واقعیت های من
روزگار ( خاطره وطن خواه )
ایران روز (م م ف )
نارون ( مهدی نورعلیشاهی )
من و رفتارم ( آزاده سهرابی )
روزمره ( آزاده اکبری )
تنهاییام (Blacklife)
هذیان (چکامه)
مکث (زهرا باقری شاد)
مدادهای شکسته (سعید شمس)
کافه وطن (بهنام صابر نعمتی)
تنهایی عادت من است (مهین گرجی)