تبليغاتX
يادداشت هاي بي مخاطب
...بي گمان زيباست آزادي، من اما دوست دارم در قفس باشم كه زيباتر بخوانم...

«ما اصلا گلدكوئيست را قبول نداريم. چون آنها يك شركت هرمي واقعي نبودند و در عوض پولي كه از شما گرفته مي‌شد، كالايي كم‌ارزش مي‌دادند اما در برنامه ما به اين شكل است كه شما در ازاي پولي كه مي‌دهيد فرش ايراني مي‌خريد كه درنهايت هم اشتغالزايي مي‌شود و هم سرمايه در كشور خودمان گردش مي‌كند. نه‌اينكه مانند گلدكوئيست پول به جيب ديگراني برود كه اتفاقا فعاليت‌شان غيرقانوني هم هست. چون ما كارمان قانوني است...».

نامش ساسان- ص است و دانشجوي سال آخر رشته پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران است و ديگران دكتر صدايش مي‌زنند. خيلي با طمأنينه و آرامش فعاليت‌شان را بازاريابي شبكه‌اي (نت‌ورك ماركتينگ) مي‌نامد كه نه‌‌تنها قانوني است بلكه به اقتصادمان در شرايط بحران جهاني كمك مي‌كند و فعاليت شركت‌هاي هرمي ديگر مانند گلدكوئيست را باعث بدنامي بازاريابي شبكه‌اي واقعي مي‌داند و مي‌گويد: «قانون تصويب شده مجلس درخصوص مقابله با اين فعاليت‌ها ضعيف و ناكافي بوده چون ما هم زير سوال مي‌رويم».

 اما اگر كمي از دكتر بيشتر توضيح بخواهيد درمي‌يابيد دفتر اصلي شركت مكان ثابتي ندارد و بايد چند نفر زيرمجموعه داشته باشيد و... و درنهايت تفاوت چنداني با ديگر شركت‌هاي هرمي گذشته ندارد. فقط شكل و ظاهرش به شكل هوشمندانه‌اي تغيير كرده و در طراحي آن سعي شده به هرچه كه در جامعه موجب بدبيني به اين شركت‌ها شده پاسخ صحيحي بدهند و فرد را تحت تاثير قرار دهند.

شنيده‌ها از اين حكايت دارد بعد از اتفاقات چند سال گذشته و پس از به زير كشيده شدن دروازه‌هاي طلايي ثروتي كه گلدكوئيست و نمونه‌هاي مشابهش نشان مي‌دادند، بار ديگر شركت‌هاي هرمي با سيستم، عملكرد و سرشاخه‌هاي ايراني به سرعت رشد قارچ اينجا و آنجا سر به درآورده و بار ديگر خبرهاي مربوط به كلاهبرداري اين موسسات به گوش مي‌رسد.

به گفته مديران امنيتي و انتظامي شركت‌هاي هرمي غيرقانوني گسترش يافته‌اند. در هفته‌هاي پاياني سال 87 اخبار مختلفي درخصوص فعاليت دوباره شركت‌هاي هرمي مخابره شد. در آخرين روز بهمن‌ماه سال گذشته سه شركت هرمي به همراه 38 نفر از سرشاخه‌هاي اصلي‌شان دستگير شدند. حيدر محمدزاده، بازپرس شعبه اول دادسراي قاچاق و كالا آن زمان با اعلام اين خبر گفته بود: «براساس گزارش و شكايت‌هاي مردمي شركت‌هايي كه در منازل ليدرهاي اصلي تشكيل شده بود زيرنظر گرفته شد و درنهايت 38 نفر از اعضاي اوليه دستگير شدند كه در مرحله اول به آنها درخصوص جرم عضوگيري در شركت هرمي تفهيم اتهام شد».

زهرا- ت، دختر 19 ساله‌اي است كه به‌تازگي با نمونه‌اي از تغيير ظاهر شركت‌هاي هرمي ناسالم روبه‌رو شده است. او مي‌گويد: «براي خريد لوازم آرايش به مجتمع تجاري... رفته بودم. در آنجا فروشنده با چرب‌زباني بروشوري را به من داد و گفت، شما با پرداخت 50 هزار تومان حق عضويت مي‌توانيد هم بسياري از محصولات ما كه مارك مشهور فرانسوي... است را به رايگان دريافت كنيد و هم با ترغيب ديگران به عضويت در زيرمجموعه خودتان، درآمد بسيار خوبي كسب كنيد».

در بروشور اين شركت هرمي عنوان شده در صورتي كه شما فردي را به عضويت شبكه درآورده و زيرشاخه خود كنيد نيمي از حق عضويت او به شما تعلق مي‌گيرد و هر قدر هم از كالاهاي ما بفروشيد، 25 درصد از مبلغ فروش به خودتان تعلق مي‌گيرد.

هرچند اين دختر جوان با راهنمايي اطرافيان و تحقيق در مورد ماهيت شركتي كه خودش را نماينده مارك مشهور فرانسوي جا زده بود، درمي‌يابد نه مجوزي از وزارت بهداشت در كار است و نه نمايندگي از ماركي مشهور و فقط همان 50 هزار تومان اوليه را پرداخت كرده است اما با گلايه مي‌گويد: «چطور مي‌شود در قلب شهر تهران و در يك مجتمع تجاري مشهور به‌راحتي سعي كنند افرادي مثل من را به فعاليتي وادار كنند كه در قانون جرم است».

اشاره او به تصويب بند «ز» الحاقي به ماده يك قانون مجازات اخلال‌گران اقتصادي است كه دي‌ماه سال 84 و پس از وصول هزاران شكايت از شركت هرمي موسوم به گلدكوئيست تصويب شد و بسياري معتقدند بازدارنده نيست وگرنه موج دوم شركت‌هاي هرمي و خبرهاي هفتگي از شكايت‌هاي مردمي از اين تجارت به اصطلاح نوين افزايش نمي‌يافت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:13  توسط اميد توشه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در زندگي روزمره مان هميشه دوست داريم ديگران مخاطب ما باشند تا اينكه ما مخاطب آنها.

در روزگار تنهايي و بي همدلي ( همزبون كم نيست ) سعي كنيم صداي ضعيف ديگران را در غوغاي منم كردن ها و خودخواهي ها بشنويم.

شايد غريقي كمك مي طلبد و افتاده اي دستي مي خواهد شايد.....

دست نوشته های امید توشه روزنامه نگار بی مخاطب

نوشته های پیشین
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
صدای بی صدا (اردیبهشت)
شراب و كبوتر (شهرام فرهنگي)
جزيره بي خيالي ( سحر طلوعي )
نگارک ها( نگار سلیمانی)
خبرنگار صلح ( مزدك نظري )
شاناي ( داود پنهانی )
حادثه نویس ( محمد غمخوار )
دلشوره هاي پاره ( شيوا آبا )
زير آب زن ورزش ( زمان آبادي )
در غربت (حسن كاظم زاده)
نوشتن ( ثمانه قدرخان )
فرهنگ و هنر ( محمد آسایش )
سينما پاراديزو ( کيوان کثيريان )
نوشته هاي پراكنده ( ماهان )
بانوي ارديبهشت ( نازنين كاظمي )
روزنامه نگار نو (مصطفی قوانلو قجر)
کافه ناصری ( معصومه ناصری )
سکوت (ستاره)
واگویه های یک خبرنگار ( ف.ب )
برای فردا (رضا پیرهادی )
صميمانه تر ( محمدجواد روح )
سياه نامه (هادي زندي)
ستاره قطبی ( اکرم دیداری )
فراری ( سولماز شریف )
وارش ( آسیه امینی )
سیاه خانه (محمدرضا و نسیم )
کاغذ مچاله ( جواد دلیری )
تقويم زنانه ( رویا کریمی مجد )
مهر هفتم (امید غیاثی)
کنج ( سعیده امین )
خط آخر ( روح الله رجائی )
ساخت بازی انیمیشن ( مرتضی رضایی )
روزمزه گی ها ( مریم شبانی )
من و آقامون (سوده كريمي)
برنادت سوبیرو
واقعیت های من
روزگار ( خاطره وطن خواه )
ایران روز (م م ف )
نارون ( مهدی نورعلیشاهی )
من و رفتارم ( آزاده سهرابی )
روزمره ( آزاده اکبری )
تنهاییام (Blacklife)
هذیان (چکامه)
مکث (زهرا باقری شاد)
مدادهای شکسته (سعید شمس)
کافه وطن (بهنام صابر نعمتی)
تنهایی عادت من است (مهین گرجی)
عينك دودي (مهرانا)