تبليغاتX
يادداشت هاي بي مخاطب
...بي گمان زيباست آزادي، من اما دوست دارم در قفس باشم كه زيباتر بخوانم...

گاهی اوقات صحبت از بعضی هنرمندان ما را بر آن می دارد تا گوشه هایی از تاریخ را ورق بزنیم گوشه هایی درخشان از تاریخ هنر ایران . از هنرمندی می گویم که صحبت از او یعنی صحبت از یکی از نام آوران و پیشگامان عرصه موسیقی پاپ ایران . اگر بخواهیم از او بگوییم و حق مطلب را ادا کرده باشیم باید از "دوران طلایی تحول ترانه درایران"، "تاریخ موسیقی پاپ ایران"، "دوران انزوای موسیقی" و "تولد دوباره موسیقی" نیز سخن به میان بیاوریم. و مسلما همه اینها در این سطور نمی گنجد.

 اما اگر بخواهیم فقط تا حدودی حق مطلب را درمورد این هنرمند نوگرای موسیقی پاپ ایران ادا کرده باشیم بهترین دورانی که میتوان از آن سخن گفت مختصری از دوران تحول ترانه در ایران است . دورانی طلایی که برای همه ما چه جوانهای گذشته و چه جوانهای امروز یاد آور نامهای بزرگی از آهنگسازان ترانه سرایان و آوازخوانان بنام این مرزو بوم است. دوران طلایی تحول ترانه در ایران از اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 آغاز می گردد، در این دوران ایران تحولات چشم گیری را در بسیاری از رشته های هنری شاهد بود تحولاتی که به پیکره ترانه ایران نیز سرایت کرد. اتفاقاتی که حتی دید عامه مردم را نیز تغییر داد وسلیقه مردم را به سوی نوعی ترانه نوین و معترض گرایش داد. اینکه منشاء این تحول از کجا بود و اولین ترانه سرایان، آهنگسازان و آوازخوانان این سبک از ترانه چه کسانی بودند در این بحث نمی گنجد.

 اما لازم است از ترانه "مرد تنها" با شعر شهیار قنبری و آهنگسازی اسفندیار منفرد زاده برای فیلم "رضا موتوری " به کارگردانی مسعود کیمیایی نام برد که با صدای جاودانه مرحوم "فرهاد مهراد" اجرا شد، که به اعتقاد صاحبنظران اولین ترانه معترض در ترانه نوین ایران است اما کافی است همین قدر بدانیم که ترانه نوین ایران نه تنها توانست در آن فصل از تاریخ هنر ایران نظر و سلیقه عامه مردم را به خود جلب کند بلکه این تنها یکی از پیشامدهای این تحول بود، این نوع ترانه معترض علاوه بر عامه مردم توانست نظر روشنفکران آن زمان را هم به خود جلب کند.

از این نکته می توان دریافت که هنرمندان آن فصل از تاریخ هنر ایران چه کردند و چه شناسنامه درخشانی را برای ترانه ایران ایجاد کردند، شناسنامه ای که به عنوان کارنامه ای درخشان نامهای ماندگاری از ترانه سرایان، آهنگسازان و آوازخوانان را در خود جای داده است.

یکی از هنرمندان نوگرای آن زمان که امروز هم در این عرصه فعالیت دارد استاد "تورج شعبانخانی" است. هنرمندی که کار حرفه ای خود را از اواخر دهه 40 آغاز کرد. وی زمانی وارد عرصه موسیقی ایران شد که راه پر پیچ و خم تحول ترانه درایران در حال شکل گیری بود و گام برداشتن در این راه نیاز به نبوغ، نوگرایی و مسئولیت پذیری داشت.

اولین کار حرفه ای استاد دو ترانه "آدمک" و "پروانه من " بود که در قالب جدیدی از پاپ برای فیلمی به نام "آدمک" نوشته شد. فیلمی که خود متفاوت از فیلمهای رایج آن زمان بود به کارگردانی مرحوم "خسرو هریتاش" آدمک که شعر آن هم سروده خود استاد بود توانست در تاریخ موسیقی کشورمان در کنار کارهایی چون "جمعه" ،"هفته خاکستری" ،"بوی خوب گندم" ،"نیاز" ،"خونه" و... به عنوان یکی از ترانه های نوین و معترض آن زمان جای بگیرد. این شروع برای جوانی نوزده ساله شروعی آرمانی بود. حضوراین هنرمند در عرصه موسیقی ایران با خود موجی را به همراه داشت که به همراه این موج تعدادی هنرمند جدید نیز وارد این عرصه شدند هنرمندانی که برای اولین کارهای خود از تکیه گاه محکمی که همان استاد تورج شعبانخانی بود برخوردار بودند. کارهایی که هنوز هم در اذهان جوانان دیروز و امروز زنده است کارهایی چون "همسفر"، "تکیه گاه"، "نازی نازکن"، "گلهای کاغذی" و... حضور مجدد استاد شعبانخانی در عرصه موسیقی پاپ ایران بعد از انزوای چندین ساله موسیقی بازهم همان اتفاق دهه 50 را تکرار کرد، باز هم همان گام رو به جلو و باز هم نوگرایی و خلق آثاری ماندگار چون "بهاربهار"، "دیگه دیره"، "دل سپرده"، "برگ وباد"، "خسته" و... آلبومهایی چون "غزل"، "مثل هیچکس" و... و باز هم همان موج و مطرح شدن هنرمندانی که بی شک بدون استاد اینچنین به شهرت دست پیدا نمی کردند. وی همواره تعهد خود را به ضوابط یک ترانه خوب که از نظر من همان احترام به مخاطب ،انتخاب شعری مناسب و غوطه نخوردن در ابتذال و بی مایگی است را حفظ کرد ، خواه این ترانه ترانه ای عاشقانه باشد، خواه اعتراضی یا هر مضمون دیگری، اگر به جایگاه شعر در آثار استاد نگاه کنیم حتما این تعهد را بیشتر خواهیم دید. بطور مثال استفاده از شعرهای لطیف و پر احساس "فرهاد شیبانی"و یا نمونه بارز آن آلبوم ماندگار "غزل" با شعرهای شاعر معاصراستاد "محمد علی بهمنی" و آهنگسازی و خوانندگی خود ایشان .

اگر قسمتی از تاریخ موسیقی ما را نامهایی چون "فریدون فروغی"، "ستار"، "ابی"، "مازیار" و... تشکیل میدهد نباید فراموش کرد که این نامها چگونه در عرصه موسیقی ایران جاودان شدند. و با آثار کدام آهنگساز به شهرت رسیدند و در بین مردم مطرح شدند.

اما از آنجا که آهنگساز در عرصه موسیقی ایران همیشه دردرجه دوم اهمیت، بعد از خواننده قراردارد هیچگاه آنطور که باید و شاید نامی از آهنگسازان عرصه موسیقی ایران برده نشده و آنگونه که شایسته است به هنر این قشر از هنرمندان ایران پاسخ داده نشده . متاسفانه استاد شعبانخانی هم از این مناسبات بی نسیب نبوده و این خوشایند نیست که اکثر مخاطبان عام موسیقی پاپ ایران ایشان را با کار "بهار بهار" می شناسند درصورتی که این کار تنها یکی از چندین کار ماندگارایشان است ، کاری است که یک تجربه بیست و چند ساله پشت آن خود نمایی میکند .

نمی توان از استاد شعبانخانی صحبت کرد و از دوران انزوای موسیقی ایران حرفی به میان نیاورد دورانی که نشان داد معدودند هنرمندانی که بخاطر عشق به وطن بمانند و بهای این عشق را نیز پرداخت کنند . تعهد استاد تنها در ماندن و نرفتنش خلاصه نمی شود. انتخاب راه سخت در برهه ای از زمان که دو گزینه سخت و آسان پیش روست به معنی ماندن یا رفتن از هر هنرمندی بر نیامد، انگشت شمارند هنرمندانی که از این دو گزینه همان را انتخاب کردند که او کرد و انتخاب آن گزینه چه سخت مینمود، انتخاب سالهای تنهایی و خانه نشینی ...

استاد در مقدمه کتاب "خفته در تنگنا" درباره مرحوم فریدون فروغی می نویسد : "او حاصل یک دهه اوج و دو دهه انزواست" از نظر من استاد شعبانخانی حاصل یک دهه اوج و دو دهه ایستادگی صبر و رویارویی با ناملایمات است .

موسیقی یکی از بهترین و رساناترین قالب های فرهنگی برای بیان بسیاری از مفاهیم ارزشی و انسانی است، معدودند هنرمندانی که از این قالب به نحو مطلوبی استفاده کرده و در جهت رشد و اعتلای فرهنگی این مرز و بوم تلاش کردند.

اگر استاد در کتاب "نام آوران موسیقی پاپ" می گوید: "موسیقی هنری است مقدس و برای ورود به این عرصه باید روح را به عنوان سرمایه در دست داشت" خود نیز به آن اعتقاد داشته و همواره در آثار خود به آن عمل کرده است . اگراو از نسل" فرهاد" و" فریدون" و قطعه ای ماندگار از پیکره ترانه متحول، دگرگون و نوین ایران است جایگاه این قطعه طلایی در پازل موسیقی پاپ امروز کجاست؟ موسیقی پاپ موسیقی برخاسته از مردم و برای مردم است، تاثیری که این نوع موسیقی بر روی اقشار مختلف جامعه دارد وسیع و گسترده است اگر خواهان جریانی ریشه دار در عرصه موسیقی پاپ ایران هستیم لازمه بی چون و چرای آن استفاده از هنرمندان با تجربه و متعهد است. نوشتن از اساتیدی چون استاد تورج شعبانخانی کاری است بس مشکل این نوشته تنها گوشه هایی ناچیز از تعهد ، نوگرایی و مسئولیت پذیری یکی از متواضع ترین اساتید موسیقی پاپ ایران است.

حکایت هنرمندانی چون استاد شعبانخانی روایت ساده و آسان سپری شدن عمر نیست چیزی است فراتر از اینها ، روایت سالها خاطره سازی و حس نوستالژیک غریبی است که با گوش دادن به آثارشان به وجود جوانان گذشته وامروز چنگ می اندازد.

اگر "همسفر" بعد از حدود سی سال هنوز همان همسفر است و هنوز برای جوانان گذشته خاطره انگیز و از یاد جوانان امروز نمی رود این ماندگاری اتفاقی نیست . اصلا مگر ماندگاری اتفاقی هم می شود . اگر اتفاقی شد مطمئن باشید عمر کوتاهی خواهد داشت .

شاید برای نوشتن این مطالب کمی دیر است اما جای این نوشته ها سالهاست که در بین خیلی از نوشته های ما خالی است اینها را می نویسم که از یادمان نرود آنها که ماندند چرا ماندند؟ به راستی چرا....

 

دوستان متاسفم به کامنتها نرسیدم، می بخشید دیگه....مگه نه؟

 

داریوش، ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز، شهیار قنبری و فرید زلاند...

 

داریوش، ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز، شهیار قنبری و فرید زلاند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 21:10  توسط اميد توشه | 
سلام

بچه ها اگه موضوعه یه فیلمنامه رو تو بلاگ نوشت اونوقت هنوزم فیلمنامه خواهد بود یا نه؟ ستاره خانم خودتون بگین...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 15:33  توسط اميد توشه | 

سلام بچه ها

 از غیبتم عذر میخوام. راستش مدتی زندانی تختخواب بودم خدا واسه هیچ آدمه سالممممممممی نیاره!

البته بیکار نخوابیدم یک طرحه فیلمنامه دارم که تو این مدت روش کار کردم. البته یکی دو مطلب هم اینور اونور دادم. چند تا واسه پرونده نوروزی "نسیم" یکی دو تا هم به همشهری... البته مثه اینکه کارمون بد نبوده. http://weblog.7sang.com/ این شماره نسیمو جزو بهترین نوروزیها انتخاب کرده و شاهد خوب بودنش رو هم مطلبه «غذای خوشمزه توی ظرف کاغذی» منو  مثال آورده که مقابل بقیه مطالبی که بچه ها زحمتشو کشیدن کاره متوسطیه. 

از این به بعد قول میدم که زود به زود آپ بشم.اینم از مطلب هفت سنگ که خوندنیهایی رو معرفی کرده که مطمئن باشید با خریدشون ضرر نمی کنید چون اونقدر مطالب خوب دارن که تا آخره سال خوراک سرگرمی خوبی داشته باشید...

نسیم هراز

ویژه‌نامه نوروزی مجله نسیم هزار از جمله خواندنی‌ترین ویژه‌نامه‌های امسال است. پرونده‌ای در مورد ویژه‌نامه‌های نوروزی و بهاریه نویسی در تاریخ مطبوعات ایران بخش عمده‌ای از مطالب ویژه‌نامه را به خود اختصاص داده است.
نسیم‌هراز اتفاقا یادداشتی با عنوان «غذای خوشمزه توی ظرف کاغذی» دارد که وضعیت ویژه‌نامه‌های نوروزی چند سال اخیر مطبوعات را بررسی کرده است.
گفتگوهایی با محمد علی اینانلو، حمید ماهی‌صفت و خداداد عزیزی، نظرسنجی‌هایی در مورد برترین‌ها و بدترین‌های سینما، موسیقی و ورزش ایران در سال گذشته و مجموعه یادداشت‌های خواندنی در موضوعات موسیقی و سینما و ورزش از جمله مطالب نسیم‌هراز نوروزی هستند.
ویژه‌نامه نسیم هراز به قیمت هزار تومان و در ۱۰۴ صفحه تمام رنگی منتشر شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 6:19  توسط اميد توشه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در زندگي روزمره مان هميشه دوست داريم ديگران مخاطب ما باشند تا اينكه ما مخاطب آنها.

در روزگار تنهايي و بي همدلي ( همزبون كم نيست ) سعي كنيم صداي ضعيف ديگران را در غوغاي منم كردن ها و خودخواهي ها بشنويم.

شايد غريقي كمك مي طلبد و افتاده اي دستي مي خواهد شايد.....

دست نوشته های امید توشه روزنامه نگار بی مخاطب

نوشته های پیشین
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
صدای بی صدا (اردیبهشت)
شراب و كبوتر (شهرام فرهنگي)
جزيره بي خيالي ( سحر طلوعي )
نگارک ها( نگار سلیمانی)
خبرنگار صلح ( مزدك نظري )
شاناي ( داود پنهانی )
حادثه نویس ( محمد غمخوار )
دلشوره هاي پاره ( شيوا آبا )
زير آب زن ورزش ( زمان آبادي )
در غربت (حسن كاظم زاده)
نوشتن ( ثمانه قدرخان )
فرهنگ و هنر ( محمد آسایش )
سينما پاراديزو ( کيوان کثيريان )
نوشته هاي پراكنده ( ماهان )
بانوي ارديبهشت ( نازنين كاظمي )
روزنامه نگار نو (مصطفی قوانلو قجر)
کافه ناصری ( معصومه ناصری )
سکوت (ستاره)
واگویه های یک خبرنگار ( ف.ب )
برای فردا (رضا پیرهادی )
صميمانه تر ( محمدجواد روح )
سياه نامه (هادي زندي)
ستاره قطبی ( اکرم دیداری )
فراری ( سولماز شریف )
وارش ( آسیه امینی )
سیاه خانه (محمدرضا و نسیم )
کاغذ مچاله ( جواد دلیری )
تقويم زنانه ( رویا کریمی مجد )
مهر هفتم (امید غیاثی)
کنج ( سعیده امین )
خط آخر ( روح الله رجائی )
ساخت بازی انیمیشن ( مرتضی رضایی )
روزمزه گی ها ( مریم شبانی )
من و آقامون (سوده كريمي)
برنادت سوبیرو
واقعیت های من
روزگار ( خاطره وطن خواه )
ایران روز (م م ف )
نارون ( مهدی نورعلیشاهی )
من و رفتارم ( آزاده سهرابی )
روزمره ( آزاده اکبری )
تنهاییام (Blacklife)
هذیان (چکامه)
مکث (زهرا باقری شاد)
مدادهای شکسته (سعید شمس)
کافه وطن (بهنام صابر نعمتی)
تنهایی عادت من است (مهین گرجی)
عينك دودي (مهرانا)